مفهوم پولبک (Pullback) در محدوده
101.00
101.00
نقشی حیاتی در تعیین جهت بعدی بازار ایفا میکند و توجه بسیاری از معاملهگران فنی را به خود جلب کرده است. این سطح که در گذشته به عنوان یک مقاومت سرسخت عمل میکرد، اکنون پس از شکست (Breakout) به یک حمایت روانی و تکنیکال معتبر تبدیل شده است. بازگشت قیمت به این ناحیه به خریداران اجازه میدهد تا در یک ساختار صعودی تایید شده، با ریسک کنترلشده و پتانسیل سود بیشتر وارد معامله شوند و از تداوم روند بهرهمند گردند.
حفظ سطح حمایتی میانگین متحرک ۱۰۰ روزه در کنار محدوده
100.50
100.50
تا
101.00
101.00
، سوگیری صعودی شاخص دلار را در میانمدت تضمین میکند. اگر شاخص بتواند در برابر فشارهای فروش فعلی در این منطقه مقاومت کند، احتمال جهش دوباره به سمت اهداف بالاتر و ثبت سقفهای جدید بسیار زیاد خواهد بود. اندیکاتورهای مومنتوم نیز با وجود اصلاح فعلی، هنوز از محدوده اشباع فروش فاصله دارند که نشاندهنده قدرت نسبی خریداران و وجود فضای کافی برای رشد مجدد قیمت در روزهای آتی است.
عوامل بنیادین یا فاندامنتال نیز سد محکمی در برابر ریزش شدید دلار ایجاد کردهاند و اجازه نمیدهند اصلاحات قیمتی به روند ریزشی تبدیل شوند. تنشهای ادامهدار در خاورمیانه و تهدیدات امنیتی در مسیرهای تجاری بینالمللی، تقاضا برای دلار به عنوان پناهگاه امن (Safe Haven) را به شدت تقویت کرده است. علاوه بر این، سیاستهای تعرفهای جدید ایالات متحده که بر بسیاری از شرکای تجاری اعمال شده، باعث شده است که سرمایه گذاران نقدینگی خود را در قالب دلار حفظ کنند تا از ریسکهای ناشی از جنگ تجاری احتمالی مصون بمانند.
از سوی دیگر، ابهامات پولی تحت هدایت «کوین وارش»، رئیس جدید فدرال رزرو، بازار را در حالت انتظار و آمادهباش قرار داده است. در حالی که دادههای تورمی اخیر کمی نرمتر از انتظارات بودند، اما بازار کار مقاوم آمریکا و احتمال بالای افزایش نرخ بهره در ماه سپتامبر، همچنان موتور محرک اصلی دلار محسوب میشوند. این تضاد میان دادههای اقتصادی و نیاز به تداوم سیاستهای انقباضی، مانع از سقوط قیمت دلار میشود و هرگونه کاهش قیمت در اثر اصلاح فنی را به سرعت با تقاضای جدید در بازار مواجه میکند.
شاخص دلار آمریکا (DXY یا USDX) ارزش دلار ایالات متحده را در برابر سبدی از ارزهای خارجی اندازهگیری میکند. این شاخص بر اساس میانگین هندسی وزنی ارزش دلار در برابر ارزهای زیر محاسبه میشود: یورو (۵۷.۶٪)، ین ژاپن (۱۳.۶٪)، پوند بریتانیا (۱۱.۹٪)، دلار کانادا (۹.۱٪)، کرون سوئد (۴.۲٪) و فرانک سوئیس (۳.۶٪).
این شاخص در سال ۱۹۷۳ و پس از فروپاشی نظام برتون وودز با عدد پایه ۱۰۰.۰۰ راهاندازی شد. تمامی مقادیر فعلی نسبت به این پایه سنجیده میشوند؛ برای مثال، عدد ۹۹.۸۰۰ نشان میدهد که ارزش دلار از زمان آغاز محاسبه این شاخص حدود ۰.۲ درصد کاهش یافته است.
با وجود اهمیت بالای DXY، این شاخص بر اساس میانگین هندسی وزنی محاسبه میشود و وزن آن عمدتاً بر ارزهای اروپایی متمرکز است. همچنین دو شریک تجاری بزرگ آمریکا، یعنی چین و مکزیک، در سبد آن حضور ندارند. به همین دلیل، شاخص دلار بیشتر بهعنوان ابزاری برای تحلیل و معاملات سفتهبازانه مورد استفاده قرار میگیرد و کاربرد کمتری برای شرکتها و نهادهای سرمایهگذاری بزرگ مانند صندوقهای سرمایهگذاری، شرکتهای بیمه و صندوقهای وقفی دارد. افزون بر این، روش محاسبه مبتنی بر میانگین هندسی میتواند در بلندمدت موجب کمتر از واقع نشان دادن ارزش دلار شود.
فدرال رزرو (Fed)
فدرال رزرو (Fed) بانک مرکزی ایالات متحده آمریکا است و دو هدف اصلی را دنبال میکند: حفظ نرخ بیکاری در پایینترین سطح ممکن و نگه داشتن نرخ تورم در محدوده ۲ درصد.
ساختار فدرال رزرو از هیئتمدیره (Board of Governors) که اعضای آن توسط رئیسجمهور آمریکا منصوب میشوند و کمیته بازار آزاد فدرال (FOMC) تشکیل شده است. کمیته بازار آزاد سالانه هشت نشست برنامهریزیشده برگزار میکند تا شرایط اقتصادی و مالی را بررسی کند.
این کمیته همچنین درباره جهتگیری سیاست پولی تصمیمگیری کرده و ریسکهای پیش روی اهداف بلندمدت خود، شامل ثبات قیمتها و رشد اقتصادی پایدار، را ارزیابی میکند.
صورتجلسه نشستهای FOMC که چند هفته پس از هر نشست توسط فدرال رزرو منتشر میشود، یکی از مهمترین منابع برای ارزیابی مسیر آینده نرخ بهره آمریکا محسوب میشود و معاملهگران و سرمایهگذاران از آن برای پیشبینی تصمیمات بعدی فدرال رزرو استفاده میکنند.
دولت آمریکا
دولت ایالات متحده و بهویژه وزارت خزانهداری این کشور تأثیر قابلتوجهی بر شاخص دلار آمریکا (DXY) دارند. عواملی مانند اظهارات مقامات دولتی، بودجههای سالانه، تصویب قوانین و مقررات جدید و همچنین سیاستهای مالی میتوانند باعث تقویت یا تضعیف ارزش شاخص دلار شوند.
تولید ناخالص داخلی آمریکا (GDP)
تولید ناخالص داخلی (GDP) آمریکا، ارزش کل بازار تمامی کالاها و خدمات نهایی تولیدشده در این کشور را اندازهگیری میکند. این شاخص یکی از مهمترین معیارهای سنجش فعالیت اقتصادی است و نشان میدهد اقتصاد آمریکا با چه سرعتی در حال رشد یا کوچک شدن است.
بهطور کلی، انتشار آمار GDP بالاتر از انتظار یا نشاندهنده رشد قوی اقتصادی، بهعنوان عاملی مثبت برای دلار و شاخص DXY تلقی میشود. در مقابل، آمار ضعیفتر از پیشبینیها یا نشانههای کاهش رشد اقتصادی معمولاً فشار منفی بر دلار وارد میکند.
شاخص دلار (DXY) یکی از مهمترین ابزارهای تأیید جهت بازار است. معاملهگران معمولاً از آن برای سنجش قدرت یا ضعف دلار استفاده میکنند. زمانی که DXY در حال صعود باشد، نشاندهنده تقویت دلار است و میتواند فشار نزولی بر بسیاری از داراییهای دلاری وارد کند. برعکس، کاهش شاخص دلار معمولاً به معنای تضعیف دلار و حمایت از رشد داراییهای وابسته به آن است.
در معاملات طلا و یورو، DXY اهمیت ویژهای دارد. طلا (XAU/USD) و جفتارز EUR/USD معمولاً با شاخص دلار همبستگی معکوس دارند؛ یعنی افزایش DXY اغلب باعث کاهش قیمت طلا و افت EUR/USD میشود، در حالی که کاهش DXY میتواند از رشد طلا و یورو حمایت کند. به همین دلیل بسیاری از معاملهگران قبل از ورود به معاملات طلا یا یورو، جهت حرکت شاخص دلار را بررسی میکنند تا سیگنال خود را تأیید یا رد کنند.